hasan-va-goli

داستان صوتی حسن و گلی

خلاصه داستان:
یکی بود یکی نبود. در یک روستای قشنگ یه پسر بچه با پدر و مادرش زندگی میکرد.
حسن مدرسه رفتن و درس خوندن رو دوست نداشت. دلش میخواست همش بازی کنه.
یه روز صبح حسن از خونه رفت بیرون و به جای اینکه به طرف مدرسه بره رفت پشت خونه و یه بیل ورداشت و راه افتاد.
رفت و رفت تا از خونه و آبادی دور شد.
بعد …

اثر: شرکت آوای چنگ

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *