Sheytoon-Bala

داستان صوتی شیطون بلا

خلاصه داستان:
یکی بود یکی نبود زیرگنبد کبود یه شیطون بود که با خودش میگفت همه از من میترسنو کارای بدشونو گردن من میندازن.
شیطون بلا و بازیگوش اینارو با خودش میگفت و میخندید.
یه روزی شیطون حیله گر وقتی که داشت با خودش آواز میخوند و میخندید یهویی…

محصول شرکت همهمه
نویسنده: مرتضی احمدی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *